مصاحبه مجله ره آورد مهر با مهندس عزتی

انسان از زمانی که از غار تنهایی خویش بیرون آمد نطفه‌های خودانگیختگی آغاز گردید، از عصر سنگ و چوب تا دوران سفال و فلز که همنشینی بکر و نابی را مفهوم بخشید و به تعبیر جامع‌تری به عظمت و ابدیــت آن افزود که مدخل ورود انسان یا نقطه عزیمت او به تاریخ شد.
در واقع از ابتدای پیدایش انسان غارنشین که تا به امروز مرزهای تمدن بی‌شماری را درنوردیده است، هنرخودآموخــتگی همواره حوزه‌ای بوده که تمامی ابعاد شخصیت و سرشت انسان را درگیر خود کرده است اما هیچ‌گاه اثری خلق نشــده که منحصرا معرف واقعی انسان بوده باشد از این حیث شاید مبالغه نباشد که بگوییم، هنر خودآموختگی تنـها حوزه‌ای است که برای اثبات چرایی خود دلالت بر پیشینه‌ای به درازای چهل هزار ساله خود دارد که در هیچ مقطعی از تاریخ تا بدین اندازه به طور پایدار مرکز توجه جهانیان نبوده است. اغلب مطالعاتی که تاکنون در رابطه با هنر خودآموختگی انجام گرفته است یا محدود به ابعاد زیباشناختی و مسایل نظری مربوط به آن بوده یا از نظرگاه کاربردی و فیزیکی مورد بررسی قرارگرفته است.
علی عزتی، موسس انجمن هنرمندان خودآموخته ایران در گفت‌و‌گو با ره‌آوردمهر به تشریح اهداف خویش از تأسیس این انجمن پرداخت؛ مهر بورزید و با ما همراه باشید.

انگیزه تشکیل انجمن هنرمندان خودآموخته ایران چیست؟

آنــچه ما به دنـــبال آن هستیم علاوه بر اعتقاد به آن موارد مذکور، پرداختن به جنبه‌های بکر و عیار نهفته‌ای است که تاکنون کمتر (اگرنگوییم هیچ‌گاه) مورد توجه محققان تاریخ هنر قرار گرفته است.

به گمان من این گفتمان باید دو هدف را دنبال کند: ابتدا بکوشیم تا گشایشــی باشد بر مبحث ژانر هنر خودآموختگی آن هم نه به اتکای صرف مباحث نظری بلکه با ارجاع به مولفه‌هایی که مبنای شکل‌گیری آن بوده، هدف دوم رابطه‌ای تعاملی و دوسویه با هدف اول تحت همان پارامترهای حوزه‌های علمی است که البته در همه شاخه‌های علمی نقبی بـه‌ روشنای این ژانر هنری خواهیم زد اما در این موضوع در بدو امر می‌توان به حوزه نشانه‌شناسی اجتماعی اشاره کرد.

نشانه‌شناسی اجتماعی مقوله‌ای است که مدام به دنبال یافتن معنا در تمامی فعالیت‌های انــسان می‌باشد، فعالیت‌هایی که در قلب اجتماع شکل می‌گیرند و عمیقا تحت تاثیر جغرافیای درون و برون انسـان به شرح نموداری از تصویر الفبــــای هستی او پرداخته مدام «مکانیت کرانمند هستی» او را برمی‌تابد‌. 

به گواهی تاریخ هنرخودآموختگی ریشه در دیــنامیسم تاریخ هـــستی انسان داشته که ناگزیر در دایره سیکل تضــادها به دلالت‌های بیشمار و ممکن به آزادسازی نیروهای نهفته و انرژی‌های متراکم‌شده‌ای پرداخته که معطوف به حوزه‌های اجتماعی به مثابه ظرف ظهور هویــت‌های بشـری بوده تا انسان را به سمت یک ناگهان، ناگـــهانی بی‌واسطه در بیانی انــتزاعی فراتر از ظرفیت‌های متعارف عصر خویش سمت و سو دهد.
انتزاعی فراتر از حقیقت موجود تا به جستجوی گستره‌هایی عمیقا انسانی تا به کشف «آن» دستاوردهای آغــازین که همذات لایه‌های نبوغ و «آن» نیمه غایب که به هستی انسان اعتباری دوباره بخشیده به کنش بی‌قراری‌های موجود واکنش نشان دهد. اما اینک که درآستانه هزاره سوم شاهد حضور دوباره دیگر این ژانــرهنـری در قلمرو تاریخ هنر هستیم از این حیث شاید به نظر بیاید که چگونه می‌تواند پاسخگوی انسان معاصـــر باشد که به رازهای گمگشتگی انــــسان تا مرزشکوفایی ژرفای او ره پوید. 
البته همانطورکه می‌دانید همواره اشاره به جایگاه هنر به ویژه تاثیر مهم آن بر بنیاد ارزش‌های والای انـســــانی فراتر از ظرفیت‌های متعارف آن هم با رویکردی بدیع و «به آئین» موضوعی است که همواره دستـمایه صیانت از هویت بشری، رها از محـاق دورباطل و تکرار مکرر بوده تا از این توشه توانی بنیادین حاصل آید.
از این رهگذر بشر در مسیر تطـور و تـــحول جایگاه خویش به سمت کلیدی‌ترین معنای بودن خویش به شنـــاخت چیستی‌های هزارتوی زمان، افق‌های نوینی را رقم زده که در پرتو مؤلفه‌هایی پویا و خلاقـــه بنــــا شده تا گونـه‌ای از سرانجامی دیگر و سرنوشتی پایدار محقق گردد.
به عبارتی دیگر انسان در طول تاریخ در بی‌قراری‌هایی گاه متضاد و گاه متناقض و گاه آکنده از شکوه فرازهایی بی‌بـدیل به سر برده که همچون آئینه‌ی تمام‌نمای معاصر و اعصــار نیاکان خویش گاه از سوگ هر روزه زمانه خویش آموخته و گاه ناموخته به زبانی بی‌واسطه رخدادهای جهان پیرامون خویش را برانگیخته است.
در چنین واگویی لحظه‌ها و تجربه‌ها می‌توان به ترجمان تنیدگی ناشناخته‌ها و لایه‌های پنهان قلــــمرو خیال انسان راهی جست حتی به ظرفیت بکر لایه‌های نامکشوف او نقبی زد تا به چرایی هر پرسشی که از آن اوست، پاسخی مهرانه جست. در واقع به دلیل نومایگی و غنای سرشتی که در هزارتوی آدمی نهفته می‌توان به ترجمــــــان رازهای نامکشــوف که معـبر خلاقیت و تخیلند به زبانی مشترک راهی جست تا بدین طریق به جان‌مایه‌های معنایی که معــطوف به انسان و رازهای سر به مهر اوست، اعتبار بخشید.

انجمن هنرمندان خودآموخته ایران به زودی در تــشکیل یک موزه ثابت برای نمایـش دائمی آثار هنرمندان خودآموخته ایران و تعامل با دیگر هنرمندان خودآموخــــته جهـــان اقدامات جامعی را به طورقطع و یقین اجرایی خواهد نمود.

هنرخودآموختگی چه جایگاهی در تاریخ هنر جهان داشته و اساسا در عصر مدرن چنیـن هنری تا چه میزان می‌تواند پاسخگوی نیاز انســـــان امروزی باشد؟

ناگفته پیداست که طرز تلقی نگاه مدرن ما به اهمیت چنین موضوعی به نام هنر «خودآموختگی» از حیث پدیــده‌ای که ناشناخته است، شاید به مذاق و مزاج خیلی‌ها خوش نیاید اما کافی است لحظه‌ای از دریچه تاریخ به عیار آثار هنرمندان خودآموخته نظر بیندازیم که چگونه بارقه‌های شگفت‌انگیزی در آثار آنان به دلیل نومایگی و غنای مضمون آن نـــمود پیدا کرده که زبان گویای زمانه‌ی خود شد و به سرنوشت و سرشت یگانه‌های انسان پاسخی مهرانه داده است. در آستانه هزاره سوم به حکم ضرورت تاریخی انجمن تشکیل گردید تا به تـــــکریم و معرفی ژانر هنــــرخودآموختگی و هنرمند خودآموخته‌ای بپردازد که «نقطـه عطـف و تـــبلور» همه هنرهای جهان بوده که از آغاز تاکنون دسـتاوردهای گونه‌گونی از تجربیات خود را به رایگان برای ما به اشتراک گذاشته تا در فراخنای آنچه را که باید باشد و نیست به دلالت‌های زندگی و هستی انسان معنا بخشد.
و دیگر اینکه انسان در طول حیات تاریخمند خویش چه بی‌شمار و انبوه شــعله‌افروز جاودانگی‌هایی بوده که در نهایت ناموختگی به زبانی بی‌واسطه رخدادهای زمانه خود را شگفت آئینگی کرده تا در هیاتی پررمز و راز و در عین حال دست‌یافتنی ترجمان رخدادهای ناگفته و نانوشته‌ای باشد که همیشه مهجور و مغموم مانده است. 
آنان ترجمان هزارتوی زمانه و انسان، انسان و طبیعت، طبیعت و تاریخند که در تعامل و تعادلی متقابل یک نظام همزیســتی را تصویر نموده و نقطه عطفی برشالوده‌های هستی انسان گردید که حاصل عبور از فصل‌های نامکرر تا درونمایه‌هایی عمـیقا این زمانی، تا روایت بنیادین لایه‌های گمگشته تاریخ که در پرده ابهام و دوباره‌گی‌ها پنهان مانده بود را شکوهمـند برتابند. 
پیرو همین حضور نامیرا بایسته بود تا کاروان فرخنده‌ای تدارک دیده شود تا با صدایی واحد و تجسم یافته که از مرزهای جغرافیایی و بومی گذشته به گونه‌ای ناب و پیوسته به درونمایه‌های انسان اکنون راه یافته تا فرصتی برای پروانگی حاصل گردد.

می‌توان گفت که هنرخودآموخته گنجینه پنهان دستاوردهای بشری است که با مکاشفه دقیق علمی می‌توان به رازهای شگفت‌انگیز نهفته درآن پی برد و برآیند آن را در خدمت رفاه بشریت به خدمت گرفت، حتی می‌توان یک قدم فراتر رفته آن را محملی برای تحقق صلح و گفتگوی انسان‌هایی که غم اکنون و فردای بشری دارند، اعلام نمود تا برای یگانه شدن رهیافتی ماندگار فهم معنا شود. 
اینک ژانر هنر خودآموختگی دوره تکوین بلوغ خود را طی می‌کند که راوی یک پــیام معنوی و معــــنایی در عرصه جهان بشری است، به تعبیر دیگر اتفاقی شگفت و پرنیانی در زبان هنر است که هویـــــــت‌بخــش انسان تاریخ و راوی مولفه‌هایـی تثبیت شده است که روبه آینده‌ای بیکران چنان مشعلی فروزان بر تـــارک بی‌تکرار تاریخ ره می‌پوید.
در واقع ورود به دنیای چنین گونه‌ای هنری مدخلی برای ورود به دنیای ناشــناخته انسان است که با پیشینـــه‌ای به درازای تاریخ هســــتی‌اش نموداری از درونمایه‌های بخشی از قلمرو او را برمی‌تابــند که در انبوهی از نشـانه‌های سرگردان شناورند، قلمروی که به او اعتبار بخشیده اما هنوز فرصتی برای پروانگی به دســت نیاورده است که مــی‌رود تا این بار مرزهای گمگشتگی را درنوردد.

هنر خودآموختگی چیست و هنرمند خودآموخته به چه کسانی گفته می‌شود؟

هنرمند خودآموخته، گونه دیگری از هنرمندان جهان است که درزمره خودانگیخته، خودشکوفا، خود‌یافــته، خودساخته و… که در نهایت شوریدگی و شیدایی با آرایش و آرامشی بـدیع درنهایت عشق به زنـدگی به شناسایی مهــین میهــــــن قلمروهای گمشده، به مکاشفه جغرافیای هزارتوی انسان، آن نیمه غایب او که در مقطعی دچار خلأ انقـطاع تاریـخی شده بود، می‌پردازد.
همچون پیشاهنگی فراگستر منادی صلحی درونی در جهانی آرمانی‌ هستند که به نمایش مفــهوم دیگری از اکـنون انســان با زبانی یگانه به کنش بی‌قراری او واکنش نشان داده تا از سیکل باطل تقـدیر و زمانه رها تا در ژرفای تدبیری خلاقه، به شکوه رستـنی زلال دست یابد.
آنان با کنشی چند سویه در قامت رهـیافتی دیگرگونه در مواجهه با تاریخ و ضرورت‌های معنایی آن به تکثـیر و تضمین نشانه‌هایی ناشناخته که سرشار از معانی پویا و بالــــنده‌اند، می‌پردازند، آن هم عبور از هـــــزارتوی ذهـنی بی‌قـرار و شوریده در ژرفای یک هم‌افزایی تمام عیار که ره‌یافتی به روشنان سرزمین مهرودوستی باشد.
آثار هنرمندان خودآموخته مثل کشیدن آب از چاه می‌ماند ابتدا به نظر می‌آید که گل‌آلود است و چیز دندان‌گیری در آن نیست اما آرام آرام صاف و زلال می‌شود، سپس خواهی دید چگونه تو را به سفری شگفت‌انگیز دعوت می‌کند که در نظر اول مقصدی در پی آن متصور نیست اما پس از ورود به لایه‌های ژرف و پنهان آنان خواهی دید بی‌آنکه به سیم خاردار و دیوار و هر حایلی اندیشیده باشند با تو رودرروی آزمونی سخت و شورانگیز از لایه‌های نانوشته و ناگفتــه شگرف تاریخ می‌گذرند.
آنان هنرمندان گمنامی هستند که آموزگارانشان همانا سادگی و دنیای رنگـــین پیرامونشان بوده که پیوسته و برگشت‌ناپذیر در نهایت بداهگی‌شان که ریشه در سرشت آنان دارد، به کشف حلقه‌های مفقـــوده به بازنمایی تبار ناپــیدای آنان پرداخته تا در پاسخی فرحبخش به ترجمان هزاره‌های گمشده و نانوشته انسان، به جولان خیال پردازند.
به زبان ساده‌تر هنر خودآموختگی یعنی: عبور از آنچه را که دیگر ممکن نیست، تو را به سمتی می‌برد که باید باشد و نیست، تو را به آفرینشی فرامی‌خواند که وجودش حیاتی است و اینک نیست.

مهندس علی عزتی

این هنرمندان در قرن بیستم تاکنون تحت چه عناوینی تعریف شده‌اند‌؟

از اواخر قرن نوزدهم تا نیمه دوم قرن بیستم این هنرمندان را با عناوینی مختلف تحت نام‌های ذیل معرفی می‌نمودند:

  • (هنر بدوی)Prmitive art
  • (هنر خـــام)Art brut (هنر ساده‌دل‌، ساده‌لوح)Naïve art (خارج از سیستم هنر )Out sider art
  • (هنر کودکانه )Children art که دارای پتانسیلی شوریده و خلاقه و غالبا بازگوکننده ناهنجاری اجتماعی بوده است که امروز جهان هنر در مواجهه با هنرمندان خودآموخته از موضع بالا نگاه نمی‌کند، حتی از هنر آنان هم الـهـام می‌گیرند، به طوری که موزه‌های جــهان آثار هنرهای دیگر را در کنار آثار هنرمندان خودآموخته قرار می‌دهند.

هنرخودآموخته گنجینه پنهان دستاوردهای بشری است و بی‌تردید هنرمندان خودآموخته خود موزه‌ای به قدمت تاریخ انسان هستند .

مؤلفه‌ها ومشخصه‌های هنرمندان خودآموخته چیست؟

  • این هنرمندان فاقد درک تاریخ هنر و فاقد وابستگی به سبک و قالب خاصی هستند
  • بدون حداقل آموزش هنری به صورت خودانگیخته و خودجوش به خلـــق اثرهنری می‌پردازند،
  • از قراردادها و سنت‌های هنری پیروی نمی‌کنند و تکنیک‌ها و سبک‌های هنری را نمی‌شناسند،
  • طی یک فرآیند غیرسیستماتیک و برانگیخته تازه‌ترین ره‌یافت‌های نانوشته بشری را برمی‌تابند،
    از پیشگامان هنر بی‌واسطه بوده که خارج از سیستم رسمی هنر به تولید و ارائه آثار هنری می‌پردازند
  • بی هیچ سرمشق و الگویی بیرون از خود و از تجربه شخصی خود مایه و الهام می‌گیرند
  • به قصد بازنمایی و بازخوانی نیمه غایب انسان و دنیای درونی آنان به رهیافتی پایدار نایل گردیده‌اند
  • آئینه‌ی تمام نمای جغرافیای زمانه خویش و تنها سوار بر مرکب خیال و نگاه ماورایی خویش هستند… .
  • آنان کنارمن و ما زیرپوست شهروروستا فراخ و گسترده به کشف بنیادی‌ترین مراتب سرگذشت انسان پرداخته‌اند
  • آنان در پیمایشی مستمر به دنبال آن سرسویدا، آن جرم گمشده کیهانی که انرژی تاریک نام دارد و به تعبیری دیگر آن سرشت و سرنوشت نانوشته انسان را درمی‌نوردند.
    -هنرخودآموختگی آخرین پناهگاه انسان برای رهایی از دغدغه‌های بیرونی و همهمه‌های درونی اوست، انسانی که همواره منبع الهام پایان‌ناپذیر هر آفرینش است و آئینه تمام و کمال کاشفان کیمیای هستی که هماره به تعالی تبار انسان اندیشیده است.
    فرصت مغتنم بود و شایسته که با تشکیل انجمن هنرمندان خودآموخته ایران علاوه بر تثبیت و تحکیم پایه‌های نظری و مبانی این ژانرهنری به شناسایی هنرمندانی که سرشارند از بداعت و خلاقیت پرداخته تا نقش انتقال معنی و مفــهوم داده‌های به دست آمده که دلالت بر انسان و سرنوشت او دارد را ایفا کند.
    معتقدم که در نهاد هر کس نوعی آگاهی خلاق که سوخت اصلی موتور خلاقیت و بداعت می‌باشد در گذرزمان پالوده شده از باتلاق انزوای فردی خارج، طی یک پریود زمانی به امری جاری تبدیل شده و طی یک رابطه هژمونیکی مینیاتوری از خواستگاه واقعی انسان را برمی‌تابد که در جغرافیایی کاملا بدیع به مادیت تبدیل می‌گردد.

انجمن هنرمندان خودآموخته ایران چه زمانی تاسیس شد و چه اهدافی را دنبال می‌کند؟

انجمن درتاریخ ۰۲/۱۱/ ۱۳۸۵ با حضور چه بسیار فرزانگان و فرهیختگان فرهنگ و هنر ایرا ن تشکیل گردیـــد تا به مثــابه یک میانجی بینای فرهنگی به این مقوله بپردازد تا در ترجمان زبان و ادبیات این گونه هنری بتوان به تالیف جامعی از این گنجینه میراث فرهنگی دست یافت که می‌توانست و باید دستمایه مناسبی برای یک اتفاق بزرگ درمـــعنابخشی در هستی انسان باشد. انجمن به اعتبار تمـــامیت الزامـــات و توقعـــات معاصر خویش کاروانسالار این رسالت تاریخی شد تا به پیشــــــواز خیال‌انگیزترین رهنوردان تاریخ هنر به درونمایه‌های آفتابی انسان تاریخ راه یابد تا به شکلی تماما انسانی بـــه طریق معنویتی تاریخمند مراتب کمال چنین جوشش و کوششی شگفت‌انگیز را در تمامیت توان فردی و تجربی خود به کار گیرد. انجمن هنرمندان خودآموخته ایران انجمنی کاملا مستقل است که رویکرد آن شناسایی هنرمندانی است که مصـداق واقعی خودآموختگی هستند و براساس خلاقیت فردی خویش گزینش می‌گردند که مفاهیم ذهنی و جوهری خود را در قالب تصویر در می‌آورند. همانطورکه می‌دانید قبل از فلسفه، هنر پیشاهنگ قلمرو انسان بود تا انسان را از پس پرده ابهام و چند گونگی، از سیکل تضاد‌ها برهاند تا تسخیرناپذیر به سمت یک ناگهـان، ناگهانی بی‌واسطه، آن هم در بیانی انتزاعی و «به آئــــــین» در شکوه رستـنی دیگرگونه، یگانه‌های سرزمین انسان را درگستره‌هایی بی‌بدیل برافروزد. در واقع اگر سرخط این مقـوله به طورعلمی و کارشناسانه پی گرفته شـود در شناخت هستی و چیـــستی‌های هـزارتوی انسان می‌توان نقبی زد، نقبی به روشـنان خـیال با رویکردی همگون و هنجار تا مفهــــوم تازه‌ای از انسان اکنون و مرزهای شیدایی او را ممکن ساخت. مقوله خودآموختگی تا بدان حـــد پیش رفته که امروزه مبحث داغ محافل بزرگ آکادمی و کانون توجهــــات مجامع فرهنگی و هنری جهان به عنوان پدیده‌ای ناشناخته و شگفت‌انگیز مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته است که بی‌هیچ تقدم و تأخری از موجودیت ظرفیت‌های شناخته شده رهنورد گستره‌های ناممکن می‌باشند. ناگفته نماند که این ژانرهنری قلمرویی نیست که تازه کشف شده باشد، از دوران غارنشــــینی تا انسان اتمـی وجـود داشته اما امروزه کاربردی شده و خط تحـول متکاملی را معرفی می‌نماید که رنگین کمانی از همه هنـــرهای تثبیت شده و ظرفیتی نوین بر بدنه مدنی تاریخ هنر جهان هستند. هنرمندان خودآموخته جهان فرزند هزاره‌ها و زمانه‌های سرنوشت سازند که شالوده‌های مدنی و معنوی جامــــــعه مبتنی بر آموزه‌های آغازین، زخمه‌های خیال‌انگیز و نفحات سرمدی آنان رقم خورده است، به طوری که همواره چه بی‌شمار و انبوه بخشی از مسیر تطور و تحول تاریخ انسان را شعله‌افروز، جاودانگی کرده است. درکلان روایت تنها منبع موثق و معتـبری که می‌توانست موجبات تدارک حرکتی بنیادین و نوین این گونه هنری را تضمین و تثبیت نماید تشکیل انجمن هنرمندان خودآموخته ایران بود تا بدین طریق در جغرافیای کشف نشده انسانی دیگر پا بگذارد تا بر سرنوشت گریزناپذیرش پرتوهای ماندگاری برتابد. انجمـن نخستین همایش خود را در خانه هنرمندان ایران در۱۵اردیبهشت سال ۱۳۸۸با حضور و سخنرانی دکتر شیوا دولت‌آبادی، آیدین آغداشلو، دکترمحمد‌صنعتی، دکتر بهنام کامـــــرانی، دکترحمید کشـمیرشکن و حمیدسوری دیگر همیاران با مدیریت اینجانب از زوایای مختلف به بررسی این گونه هنری تحت یک مقدمه تحلیلی پرداخته که دلالت بر نموداری برجسته در زنجیره ارزش‌های جهانی داشته که هر کدام نسبت به چرایی و چیسـتی فلسفه خودآموخته‌گان نــظرات بسیار کاربردی را اعلام نمودند که در جای خود ارايه گردیده و مورد تجزیه و تحلیل قرارخواهد گرفـت. اولـین جشنواره انجمن هنرمـندان خودآموخته ایران در۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸درروستای دریکنده بابل در محل زندگی مانایاد مکرمه قنبری برگزار گردید که مورد توجه بسیاری از آئینه‌داران میراث فرهنگ و هنر معاصـر شد . دومین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران ۳۱اردیبهشت۱۳۸۹ در دریکنده بابل منـــــعقد گردید که این بـار با ادبیاتی دیگرگونه با رویکردی کاملا کاربردی در روایتی جاری از زبان و ذهنی شورانگیز و در عین حال دست‌یافتنی به گرد هم درآمدند که پنجره‌ای رو به هـوایی تازه بود در انبوهی از مخاطبانی که خلاقه و بدیع در یکدیگر تکثیر شدند که نموداری تاریخمند و برجسته از یک رویداد بزرگ هنری در ایران را روایت کردند. سومین جشنواره سراسری انجمن در چهاردهم الی بیست‌ویکم اسفند ۱۳۹۴در عمــــارت تاریـــخی مسعودیه برگزار گردید که با حضوردکتر داود محمدنیا مشاورارشد وزارت امورخارجه، دکتر شــیوادولت‌آبادی رییس انجـــمن روانشناسی ایران، دکتر میرسید احمد محیط طباطبایی رییس کمیته ملی موزه ها(ایکوم)، جاودانه‌یاد دکتراحمد ابومحـبوب استاد دانشگاه، دکتراردشیرصالح‌پور استاد دانشگاه و مشاورایکوم، مسعود ناصری کارشناس هنری و اینــجانب به عنوان موسس انجمن هنرمندان خودآموخته ایران و عضو ایکوم، که طی یک هم‌اندیشی تاریخمند با انعقاد نشست خبری و متــعاقبا برگزاری جشنواره به ترجمان انبوهی از خیال و رویکرد مشترک آن هم با یک خوانش نوپرداخــتند که محل اقبــــــال تجربه‌ای بزرگ بود. انجمن هنرمندان خودآموخته ایران با بیش از چهل نمایشگاه جمعی و انفرادی چهارمین و پنجمین جشنواره خود را در۱۳۹۶ و۱۳۹۷ در موزه ملی برگزار نمود تا جولانگاه آثاری ارزشمند و در عین حال تنفسگاه آزاد کسانی باشد که وارث باورها، افسانه‌ها و اساطیرند و تاثیرگذارترین زبان انتقال مفاهیم اجتماعی و فرهنگی ما می‌باشند. و از طرف دیگر از این رهگذر به تعریف تازه‌ای از حضور غیرقابل انکار و تثبیت شده این‌گونه هنری پرداخته، آن هم به قصد بازآفرینـی که با هدف کشف حقیقت گمشده عصرطلایی که در مقطعی از زمان دچار خلأ انقطاع تاریخی شده، عبور کرده، تا به شناخت واقعیتی که غباری از فراموشی آن را احاطه کرده، بپردازد. انجمن قبل از اینکه به دنبال مرجعی معتبر برای مارکتینگ این‌گونه هنری باشد به دنبال تثبیت و تحکیم پایه‌های نظری و مبانی آن بوده است که پشتوانه‌ای بایسته در معنابخشی هستی انسان تلقی می‌شود تا از میان پویشی بدیع معـــــطوف به انسان و رازهای سربه مهر او با صدای واحد و تجسم‌یافته از مرزهای جغرافیای متخیل آنان گذشته به گونه‌ای ناب به درونمایه‌های انسان تاریخ گام‌هایی استوار بردارد. انجمن تاکنون تحت یک دیپلماسی فاخر فرهنگی صرفنظر از نژاد، زبان، قومیت، ملیت، فرهنگ، در سه حوزه جهـانی؛ منطقه‌ای و ملی نوعی دیگر از گفتمان را که در زبان تاریخ هنر جهان اتفاق افتاده را برگزیده که بخشی بزرگ از حیات معنوی انسان را نمایندگی می‌نماید. بی‌تردید هنرمندان خودآموخته خود موزه‌ای به قدمت تاریخ انسان هستند که در گذرگاه خاطره‌ها پنجره‌ای رو به هوایی تازه گشوده تا در سپهری خیال‌انگیز این «همزاد هماره تاریخ» فرصت آفریده و جرات ببخشد تا زبان تخیل در فرایندی دیگرپذیر مشق معنا گردد. انجمن آمده تا در فراخوانی ملی و جهانی در یک حرکت بنیادین مراتـــــب کمال چنین جوشش و کوششی تاریـخمـند را در تمامیت توان فردی و تجربی خود به کارگرفته تا به کشف گونه‌هایی نامکشوف که فراتر از نرم اجتماع قواعـــــــد و عادات مرسوم را به چالش کشیده ، برآیند ماندگاری را برتابد. به گمان من آنان از رهگذر انتزاع به نوعی دریافت بی‌واسطه که محصول پالوده‌ترین موضوعات بشری اسـت دست یافته که زیربنای جلوه‌های فاخر ناخودآگاه خویش را فراتر از یافته‌ها و باورهای زمانه‌اش را آئینگی می‌کنند و از پوسته نگاه ظاهری ما گذشته و در درون ساختار جوهری و نهان ما رسوب کرده تا به پیشواز خیــــــال‌انگیزترین طریق شدن فرصتی برای پروانگی به دست آید. به همین دلیل به حکم ضرورت تاریخی بایسته بود تا با تشکیل یک کانون مدنی که بر مبنـای استانداردهای جهــانی تشکیل گردیـده با به خدمت گرفتن توانمایه‌هایی که ما را به یکسوشدگی «قطب‌های نـظری» در این حـــــوزه یاری می‌رساند، گام‌هایی قدرتمند برداشته شود که برداشته شد آن هم به مدد «جان‌های شیفته‌ای» که عاشقانه‌ترین‌ها را تاکنون آیینگی کرده‌اند. هنرمندان خودآموخته جهان فواره خردند، آن هم از جنس خردی خودیافته و خودانگیخته که همچون یک عنصر هویت‌بخش در ارتباط با فرهنگ‌های مختلف به عنوان میراث مشترک بشری به جایگاه و اعتبار متفاوت‌تری از ظرفیت‌های متعارف مکاتب هنری جهان برخوردار بوده‌اند.

وجه تمایز خودآموختگان با هنرمندان آموخته با چه مشخصه‌هایی توصیف و تمیز داده می‌شود؟

ezati-ali-founder-of-iranian-self-taught

هنرمندان خودآموخته با یک هوشمندی ‌ذاتی و منحصر به فرد خود تحت یک هوش هیجانی آن هم تحت یک کنـــش خلاقه و کاملا بدیع در عمیق‌ترین باورهای فخیم و آرکائیکی در «کمال خلوص برگرفته از درون» به معنای دقیق کلمه توانسته رسالت ذات هنر را حفظ کرده موجبات دقیق‌تر شناخت آن را فراهم نماید.
به باور من در آثار آنان یک «موسیقی بصری» است که «شنیده» نمی‌شود اما دیده می‌شود که تو را در یک ارتباط ارگانیکی در انبوهی از ناشناخته‌ها که معصومانه به بند تقدیر مهروموم شده‌اند فرامی‌خواند، یا به تعبیر دیگر نیمی از ما را که در گذشته‌های دور جا گذ‌اشته شده بود را به یاد می‌آورد. 

به واقع انسان خودآموخته در همین گشت و واگشت‌ها و همین فراز و فرودها است که در گهواره هنر خودآموختگی شکوفا می‌گردد و سوای جذابیتی که ذات آثار آنان دارد در ارتباط رسانه‌ای و اجتماعی و به طور عملی ویترینی است که جایگاه فرهنگ‌ها را مقایسه کرده و تمایزات و تشابهات آنان را نشان می‌دهد. 

به طور مثال آمریکا که توسط «اسپانیایی‌ها و پرتقالی‌ها» در قرن شانزدهم کشف شدند دو امپراطوری عظـیمی به نام آزتک‌ها در مکزیک و اینکاها در پرو حاکمیت داشتند که بسیاری از مولفه‌ها و مشخصه‌های هنری آنان بی‌شباهت با هنر خودآموختگی دیگر قاره‌ها نبود (آثار باقی‌مانده در سنگ‌نگاره‌های کشف شده در کتاب دکترمحمد ناصری‌فرد) که نـــقطه عــطف و سرفـــصل رویکردی بود جدید که با تمام افق‌های باز هنر خودآموختگی دیگر کشورها نسبتی جاودانه داشت. 
از آنجا که تاریخ ما شفاهی است و آنچنان شواهدی مکتوب و قابل استنــاد از تجربه زیستی مشترک تـــــــبار انسان به طور متقن در دسترس نبوده و به مــثابه صندوقچه در بستــه‌ای بی کلـــید می‌باشد، برای ورود به این حوزه برآن شدیم تا از این طریق به دریافت دقیقی از خط و حظ مشترک ژانر این گونه هنری و تبلور آنها در شکل نشانه‌های روایــــــی و طراحی در بحث تجسمی حضوری دیگرگونه‌ای از آن را در حد بضاعت موجود ارائه دهیم تا آن پیام معنایی، معنوی که زبان مشترک تمام انسان‌ها بوده را برتابد.
ایران در طول حیات دیرینه خود دارای پشتوانه‌هایی بسیار قدرتمند در حوزه تاریخ، تمدن و فرهنگ بوده که هر بار در زمینه‌های علمی، فنی و هنری یک چاشنی به ذا‌‌ئقه‌ی جهانیان افزوده است که این بار به دلیل داشتن ۴۰ هزار سال پیشینه‌ تاریخی «ویژه» در هنر خودآموختگی به شرح نموداری از تصاویر الفبای هستی این ژانرهنری پرداخته است که مکانیت کرانمند هستی انسان را نمایندگی می‌کند. 
در فراز آخر لازم به یادآوری است که انجمن هنرمندان خودآموخته ایران در خصوص این موضوع به زودی در تــشکیل یک موزه ثابت برای نمایـش دائمی آثار هنرمندان خودآموخته ایران و تعامل با دیگر هنرمندان خودآموخــــته جهـــان اقدامات جامعی را در این خصوص به طورقطع و یقین اجرایی خواهد نمود. 
انجمن با وجود این همه پشتوانه‌های نظری تجربه شده و رزومه بیش از یک دهه خود، این بار در هیاتی همبسـته، در جهــــت تحقق آرمان‌های دیرینه این ژانر هنری که زبان مشترک همه انسان‌ها می‌باشد به تعریف مفهـوم تازه‌ای از ظرفیت‌های نوین آن پرداخته تا تحت یک دپارتمان متعارف جهانی و طـــبق یک فرآیــــند مــیدانی یک روز به نـام روز هنرمـندان خودآموخته ایران در تقویم تاریخ ایران ثبت گردیده و به دنبال آن (روزجهانی هنرمندان خودآموخـته) را در یـــک فرصـت شورانگیز تحت یک دیپلماسی فرهنگی در پهنه جغرافیایی جهانی اعلام نماید که ابعاد نظری این اتفاق فرخنده ارايـــه گردیده و به زودی اجرایی خواهد شد که در مقام خود به مثابه «نقشه راه» خواهد بود.
نمونه دیگر فعالیت انجمن در طول این سال‌ها ثبت «تمبر» انجمن از برگزاری اولین جشنواره تا برگزاری نمایشگاه‌ها و اجراهای در طول این سال‌ها بوده است که یکی از وجوه ممتاز و برجسته فعالیت‌های انجمن می‌باشد که اجــــرای آن همتی دیگرگونه می‌طلبید.

از دیگروظایف انجمن :

۱) بیمه هنرمندان 
۲) شناسنامه آثارهنری
۳) حقوق مالکیت معنوی آثار
۴) ثبت ملی آثار
۵) تدوین مانیفست ژانرهنرخودآموختگی که به زودی اعلام می‌گردد
۶) تهیه بانک اطلاعاتی 
۷) همگانی کردن این گونه هنری در تمامی عرصه‌های زندگی مردم
۸) چاپ کتاب انجمن به پنـــــج زبان جهانی که گزاره‌های نظری این ژانر را نمایندگی خواهد نمود.
۹) برگزاری جشنواره‌ها و نمایشگاه‌های گروهی و انفرادی
انجمن براساس درک مادی ضرورت تاریخی نه براساس نظریه‌های جزمی که در جهت حفاظت از حریم و حرمت پاک این گونه هنری در امتداد تکثــــیرمعنایی هویت‌بخش به شالوده‌ریزی نظریه خود درباره نقش و جایگاه خود برای کسب بخشی بزرگ از حیات معـــنوی انسان را که دلالت مستقیم بر تمامیت هستی او دارد، اقدامات اجرایی متنوعی را ارایه داده است. 
چون بر این باوریم که تنها آنان رهنوردان مولفه‌های خلاقه جهان هستند که هرکدام صورت‌بندی نوینی از بازه تاریخی عصر خود را ارايه داده تا از رهگذر جهانی شدن به ترجمان همزمان انگاره‌هایی بپردازند که دلالت‌پذیر و درهم تنیده در ژرفای سیالیت جهشی بزرگ تبلوریافته‌اند. 
انجمن در گــام «نخست» به شناخت از هویت واقعی هنرمندان خودآموخته و در گــام «پسین» به شناخت تجربه و ترجمه لحظه‌های مشترک آنان و سنتز به دست آمده، غنی‌سازی و مادیت بخشیدن این اهداف خواهد بود: 
۱) کشف گوهرخلاقیت مردم
۲) شناساندن این گوهرخلاقه به مردم جهان
۳) حفظ و نگهداری این گوهرخلاقه و شورانگیز برای آیندگان
انجمن هنرمندان خودآموخته ایران امسال درصدد برگزاری ششمین جشنواره سراسری خود می‌باشد تا تحت یک برنامه‌ریزی مدون و راهبردی بتواند عرصه‌های نانوشته و ناگفته این ژانر خودآموختگی را به نمایش بگذارد. 
و در آخر اینکه هنرمندان خودآموخته جهان هـمواره به اشارتی مشترک بر سفر آغاز و پایان سپیدگانی که از بال‌های سپهرشان غنچه‌های مهر می‌تراود رنگین کمانی از بایسته‌های «پرنیانی» را بر پا نموده تا بدانجا که امید جوانه زند و انسان از نو در «پردیسی» شورانگیز شکوفه دهد.